دردودل


ساعت 5:54 صبح شنبه 19/5/1387

سلام.بالاخره طلسم نوشتنم شکسته شد.چقدرسخته که آدم به چيزي عادت کرده باشه ونتونه انجام بده من هم همين طور بودم انگاري يه چيزي گم کرده بودم.


اين تابستون براي ماخيلي سخت بود.آخه اولين تابستونيه که مااومديم تهرون به خاطرکارهمسرم.اين فاميل خداخوب کرده هاهم يه کم رحم نمي کنندهروقت که به شمال يامشهدمقدس عزم سفرمي کنندچون ازتهرون گذرميکنندبايدحتمايه دوروزخونه مااستراحت کنندوبقيه راهشون روطي کنند.من ازمهمون خوشم ميادولي مهموني که اولابادعوت باشه نه اين که هروقت مهمون بخواد،بياد وتموم  برنامه هاي ماروبه هم بزنه،هرکسي براي زندگيش برنامه اي داره البته هرکسي که توفکررشدباشه؛دوماًمهمون مثل نفس باشه بيادوزودبره نه اينکه به خاطرخوش گذروني پدرصاحب خونه رودربياره.


خلاصه چقدرخوبه آنچه اسلام گفته رو رعايت کنيم که چه آداب قشنگي داره مهموني رفتن ...


¤ نويسنده: م.يگانه

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 6:54 صبح سه‏شنبه 25/4/1387

درست اومديددردودل همين جاست.فقط کمي تغيير کرده چون به موندنم اميدوارشدم براي همين قالبش روقشنگ تر کردم.


من خودم به شخصه ازتولدگرفتن واين جور کارهاخيلي خوشم نمياد.ولي اگه تولديکي ازدوتا بچه هام باشه يه کادوي مختصرمي گيرم ويه کيک کوچولوهم مي پزم تايه موقع بچه هافکرنکنندکه به فکرشون نيستم هرچندکه دوميه هنوزهم سرش نمي شه.


تولدهمسرم هم يه کيک مي پزم وباخودش هم مي ريم يه چيزي مي خريم وسرته قضيه رويه جوري تموم مي کنيم.


ديروزکه رفتم يه سربه ايميلم بزنم ديدم وبلاگ قافله شهدابراي اين ماه که کدوم جزء روبخونيم واين باربراي کدوم شهيد،کارخيلي قشنگي کرده بودوختم قران اين ماه روبه نام رهبر گذاشته بود،چون 24 تيرولادت رهبره.


من هم که کاري ازدستم برنمياداومديه کيک پختم وبه دخترم هم گفتم اين کيک بادفعات قبل خيلي فرق داره مال يه شخصيه  که هميشه آرزوي ديدارش رو داري وبراي سلامتيشون دعامي کني.به خودم گفتم ماها که مرتب شيريني يا کيک مي خريم يا مي پزيم،بيايم واين کارروهدفدارکنيم وسعي کنيم براي تموم تولدهايي که برامون مهم هست مثل چهارده معصوم ياتولد بزرگا نمون


کيک  وشيريني ياحتي شکلات تهيه کرد.


کم کم بچه هامون با اونهابيشتر آشنامي شند وبراشون مهم مي شه که الگوشون رواز چه کساني انتخاب کنند.حتي مي تونيم به بچه ها بگيم که راجع به زندگي اونها تحقيق کنندومطالب شون رو به ماارائه بدهند.


به خصوص که اين ايام هم خيلي ولادت داريم وبچه هاهم عاشق شيريني وکيک خوردن هستند فراغت خيلي کارهاي مفيد روهم دارند.


 


¤ نويسنده: م.يگانه

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 8:36 صبح چهارشنبه 12/4/1387

سلام.حتماتاحالابراتون پيش اومده که نتونيدمطلبتون روازکجاشروع کنيد.من هم نمي دونم چه طوري وازکجاشروع کنم که متوجه بشيد.


فکرمي کنم سرمنشا تموم اختلافات خانوادگي به خصوص زن وشوهرنبودن صبروتحمله.صبرتوي زندگي مهمترين چيزه که خيلي هاهم بهش توجهي ندارند.اگه مردي که ازسرکارميادهراتفاقي که براش افتاده روتحمل کنه وبه روي خودش نياره مطمئن باشيدتوي خونه هم اگه موردي ديدصبرمي کنه وبه خيروخوشي تموم مي شه.خانم خونه هم اگه ازدست کسي ياچيزي ناراحته  به روي خودش نياره تاحداقل خستگي شوهرش تموم بشه بعد.


اين ريزه کاري هاي زندگيه که بايدبيشترازاين بهش توجه کرد.


اين روزهاکمترتوي خونه هاصبر وجودداره .چراآمارطلاق اين قدرزيادشده.زندگي دنيامگه چقدرارزش داره اصلامگه چقدرطول مي کشه که يه چيزهاي خيلي بي ارزش روبهونه مي کنيم واول اختلافاتمون مي شه و...........


شماروبه خداکمي توزندگي تون  صبربه خرج بديد.درسته که اوضاع همه يه جورايي به هم ريخته است.يکي خونه نداره،يکي پول نداره که ازدواج کنه،يکي شغل نداره،يکي عاشق شده و....هرکي يه گرفتاري داره ولي دنياارزش اين رونداره که زندگي قشنگمون روبااين جورچيزهاخرابش کنيم.اگه کمي صبرروچاشني زندگي کنيم اون وقت مي بينيدچه طوري همه کارهادرست مي شه.البته توکل هم يه چاشني هاي زندگيه.يادمون نره.


¤ نويسنده: م.يگانه

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 4:10 عصر دوشنبه 3/4/1387

اين روزها نگراني پدرومادرهاگذروندنه اوقات فراغت فرزنداشونه.


من هم يکي ازاون ها.چندروزي بعدازاين که دخترم تعطيل شد،بهش گفتم که تابستونت رومي خواي چکارکني.


اون گفت اگه شمااجازه بديد يه روز من غذادرست کنم يه روزهم شما. براي بقيه کارهاهم يه برنامه ريزي خوبي کرد.


اون گفت:دوست دارم که چندتاکلاس هم برم که وقتم به بطالت نگذره.البته نه اين که حتماکلاس برم، ياازسي دي هاي آموزشي استفاده مي کنم ياازبرنامه هاي مفيدشبکه آموزش. مثل کلاس خوشنويسي که توي شبکه آموزش مي گذاره وبه نظرمن خيلي هم مفيده.


ديدم حرفاش کاملا منطقيه ،وخداروشکرمي کنم که باتوجه به محيط هاي مدرسه که خيلي دردسرسازشده اون تونسته توي مدرسه ازلحاظ اخلاق وحجاب ودرساش نمونه بشه.والبته مربي هاي پرورشي هم خوب عمل کردند.همين تشويق هاي اون هابي تاثيرنيست.


مدارس غيرانتفاعي که هزينه ش سرسام آوره به خصوص توي تهران.مدارس دولتي هم که همه جورقشري پيداميشه.من مادرهايي روکه دنبال فرزنداشون اومده بودندوبعضي ازاون ها سگ ياگربه دست گرفته بودند ميد يدم وحشت مي کردم که واي به حاله بچه هاشون.


براي همين مصمم شدم که به جاي رفتن به کلاس تابستونه سي دي آموزشي(زبان،نقاشي،خوشنويسي و...)روبگيرم وخودم هم کمکش کنم تاازاين محيط هاي ناجوردور نگهش دارم.باتوجه به اين که اون درآستانه بلوغه ومراقبت بيشتري مي خواد.


شماهم برام دعاکنيد که اين دوامانت الهي روکه خدابهمون هديه کرده بتونيم خوب تحويل اسلام بديم.واميدوارم که هردودخترم ازسربازهاي حضرت ولي عصر(عج)بشوند. انشاءالله


¤ نويسنده: م.يگانه

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 3:30 عصر يکشنبه 19/3/1387

زنى خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام رسيد و گفت :
-
مادر ناتوانى دارم که در مسائل نمازش به مساءله مشکلى برخورد کرده و مرا خدمت شما فرستاد که سؤ ال کنم .
حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مساءله را داد. آن زن همين طور مساءله ديگرى پرسيد تا ده مساءله شد. حضرت همه را پاسخ داد. سپس ‍ آن زن از کثرت سؤ ال خجالت کشيد و عرض کرد:
-
اى دختر رسول خدا! ديگر مزاحم نمى شوم .
حضرت فرمود: نگران نباش ! باز هم سؤ ال کن ! با کمال ميل جواب مى دهم ، زيرا اگر کسى اجير شود که بار سنگينى را بر بام حمل کند و در عوض آن ، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مى شود؟
زن گفت :
-
نه ! خسته نمى شود، زيرا در برابر آن مزد زيادى دريافت مى کند.
حضرت فرمود:
-
خدا در برابر جواب هر مساءله اى بيشتر از اينکه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد، به من ثواب مى دهد! با اين حال ، چگونه از جواب دادن به مساءله خسته شوم ؟ از پدرم شنيدم که فرمود:
((علماى شيعه من روز قيامت محشور مى شوند، و خداوند به اندازه علوم آنان و درجات کوششان در راه هدايت مردم ، برايشان ثواب و پاداش در نظر مى گيرد و به هر کدامشان تعداد يک ميليون حله از نور عطا مى کند. سپس منادى حق تعالى ندا مى کند: اى کسانى که يتيمان (پيروان ) آل محمد را سرپرستى نموديد، در آن وقت که دستشان به اجدادشان (پيشوايان دين ) نمى رسيد، که در پرتو علوم شما ارشاد شدند و ديندار زندگى کردند. اکنون به اندازه اى که از علوم شما استفاده کرده اند، به ايشان خلعت بدهيد!
حتى به بعضى آنان صد هزار خلعت داده مى شود. پس از تقسيم خلعت ها، خداوند فرمان مى دهد: بار ديگر به علما خلعت بدهيد. تا خلعتشان تکميل گردد.
سپس دستور مى رسد دو برابرش کنيد همچنين درباره شاگردان علما که خود شاگرد تربيت کرده اند چنين کنيد...
آنگاه حضرت فاطمه به آن زن فرمود:
اى بنده خدا! يک نخ از اين خلعتها هزار هزار مرتبه از آنچه خورشيد بر آن مى تابد بهتر است . زيرا امور دنيوى تواءم با رنج و مشقت است اما نعمتهاى اخروى عيب و نقص ندارد.(24)                                                            برگزفته ازکتاب داستانهاي بحارالانوارج1


اين داستان روکه خوندم رويه مطلبي خيلي تاسف خوردم.آخه چندوقتيه که دارم محاسبه مي کنم تعدادآدمهاي مذهبي تحصيل کرده رو باغيرمدهبي ها.متاسفانه بعضي ازبچه هاي مذهبي ماخيلي دنبال علم نيستند،نمي دونم چرا؟اگه هم دانشگاه برنديااينکه تحصيلات حوزه داشته باشندفقط درسهاي خودشون رومي خونندومطالعات متفرقه شون خيلي کمه.ازاطلاعات کمي که پيرامون مسايل مختلف دارندمتوجه مي شه .من خودم روهم مي گم،اون قدردلمون براي اسلام نمي تپه.واقعاجاي تاسف داره.درصورتي که اسلام اين قدر روي آموختن علم تاکيدداره.


به نظرمن حضرت فاطمه سلام الله عليهابااين کارشون مي خواستندبه مابفهمونندکه هرجوري هست مابايدبه دنبال علم برويم وحتي علمي روکه آموختيم باکمال ميل واشتياق دراختيارديگران هم قراربدهيم.  


                                                                       


¤ نويسنده: م.يگانه

نوشته هاي ديگران ( )

3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازديد امروز ::
2
:: بازديد ديروز ::
4
:: کل بازديدها ::
1351

:: درباره من ::

دردودل

م.يگانه[29]
نيومدم که هي چيزبنويسم اونم هرچي اومدم گاهي وقتادردودل کنم.ازبوي عشق بگم که چيه....

:: لينک به وبلاگ ::

دردودل

:: آرشيو ::

دي ماه 1386
بهمن ماه 1386 [13]
اسفندماه1386 [6]
فروردین ماه1387 [2]
ارديبهشت ماه1387 [4]

:: لينک دوستان من::

دلنوشته هاي يک مادر
بازمانده تنها
شنگول منگول
وبلاگ شخصي سيدمحمدانجوي نژاد
مهدي حيران
مسافرکربلا
نقطه سرخط
مينا
مادرانه
فاطمه زهرا
رسپنا
فرشتگان رنجور
شماها
حرف دل
همه چيز...

:: لوگوي دوستان من::






















:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل: